X
تبلیغات
زولا

خلاقیت و نوآوری

مهدی بصیرزاده

کارمند خلاق

کارمند خلاق

4541_ifTNsBAW کارمند خلاق

کارمند خلاق عنوان نظر سنجی تحقیقی است که توسط دوست گرانقدر جناب آقای میر زا آقایی مدیر سایت فکر نوانجام شده است که میتواند برای مدیران وکارکنان سازمانها مفید فایده باشد .

نظرسنجی  با عنوان سازمان و خلاقیت در خرداد ۱۳۸۹  بر روی  سایت فکرنو ارائه شد و ۱۳۹ نفر از  کاربران سایت  فکرنو در این نظرسنجی شرکت کردند .یکی از سوالات مطرح شده در این نظرسنجی  به شرح زیر بیان شده بود :

اگر شما در یک سازمان مدیر شوید چه اقداماتی را برای رشد خلاقیت در کارمندان آغاز خواهید کرد؟

۹۳ نفر به سوال فوق پاسخ دادند ، مطالعه این نظرات می تواند  مفید واقع شود .  تلاش در جهت رشد خلاقیت در کارمندان می تواند زمینه ساز  تحولات مهمی  در سازمان ها باشد ، لذا مطالعه این نظرات می تواند برای  علاقمندان جالب باشد.

 

با تشکر

فکرنو

پاسخ کاربران سایت فکرنو به سوال :

اگر شما در یک سازمان مدیر شوید چه اقداماتی را برای رشد خلاقیت در کارمندان آغاز خواهید کرد؟

مبنا قراردادن مشارکت واتاق فکر وبیان ایده های متفاوت حتی اگر ساده باشد.

مدیریت مشارکتی

آموزش و کار مطابق با علاقه مندی و توانایی
ایجاد زمینه هایی برای طرح فکر خلاق در سازمان
ایجاد مدیریت منظم و منسجم با نام اتاق افکار در سازمانها در جهت بررسی و پژوهش و ایده های نو با مشاوره کارشناسان و متخصصان مختلف در جهت رسیدن به هر ایده جدید و نو و کاربردی  ، بایکوت ننمودن ایده های خاص و جدید به علت خصومت و غرض ورزی  ، خارج نمودن اختیارات اطلاع رسانی از افراد مغرض و ناموزن اداری ،  ایجاد تعالی تحصیلی ،  ایجاد کلاس های اعتماد بنفس کارمندان در طبیعت های باز بشکل ارردوهای هفتگی ، مهیا نمودن دوره های کارآموزی یا کارورزی دانش آموزی و محصلی برای فرزندان ، شاغلین و بازنشستگان ارگانها و سازمانها ،  ایجاد سازمانها ،  ایجاد کارگاههای رایگان در هر سازمان ، بیمارستان ، کارخانه ، آزمایشگاه ها جهت استفاده فرزندان و پرسنل شاغل برای رشد خلاقیت توأم با آموزشهای رایگان

اولین شرط استخدام در سازمان را در جذب نیروهایی اختصاص می دادم که در پست خود نوآوری و خلاقیت بکار برده باشند چون افرادی که در کار خود محقق و پزوهنده باشند موفق تر می باشند. اگر در سازمان کارمندی حتی با درصد کمی خلاقیت در وجودش مشاهده شود با در اختیار گذاشتن امکانات برایش و یا گذراندن دوره ای خاص و آموزشهای لازم، کارمندان را بسوی خلاقیت و نوآوری سوق می دادم و ارزشیابی کارمندان را بر اساس خلاقیتشان می سنجیدم.

همه چیز را با نیروی انسانی آغاز می کنم از علایق کارمندانم تا مشکلاتشان برایم مهم است

کارمند خلاق
تشکیل اتاق فکر – پاداش به کارکنان خلاق – آموزش مستمر کارکنان

تشکیل اتاق فکر ، تشکیل تیم های حل مسئله ، به مسابقه گذاشتن راه حل برخی از مشکلات سازمان
ابتدا خودم باید دارای فکر خلاق باشم تا بتوانم در هر مکان زمان خلاقیت خود را به کار بگیرم.( بنده فرد خلاقی هستم و در آن شک ندارم ، این فقط لطف خداوند است ) ۱- آنها را با مطالعه مانوس می کنم . ۲- محیط کار را کاملا محیطی علمی می کنم. ۳- در هر موضوعی از افراد مرتبط با آن موضوع ، نظر خواهی می کنم و به تمام نظرات حقیقتا ارزش قایل می شوم. ولو پیش پا افتاده ترین نظر. ۴- به شیوه و بهانه های مختلف افراد را مورد تشویق قرار می دهم . ۵- با حوصله حرف های ( انتقادها ، پیشنهادها ، … ) گوش می دهم. ۶- از نظر مالی کاملا تامینشان می کنم تا تمرکز در کارشان بالا رود. ۷- صداقت را سرلوحه ی کار خود قرار می دادم . ۸- به افرادی که زیر مجموعه ی سازمان من بودند محبت و عشق می ورزیدم. ۹- گذشت را با عملکرد خودم ترویج می دادم. ۱۰- در صدد پاکسازی محدودیت ذهنی حاکم جامعه ی اداری بر می آمدم.

آموزش.آموزش.آموزش

اجازه می دادم  نظرات خود را اعلام کنند.از کارمندان خلاق  تقدیر بعمل می آورم تا دیگران  تشویق شوند

ابتدا یک برنامه ریزیه حساب شده وبا توجه به نتیجه ان وضع کرده و از کارمندان لایق وعاشق کار استفاده میکنم.
از کارمندان خواهم خواست به جای کلمه کار از کلمه بازی استفاده کنند. اتاقی را به اتاق خنده اختصاص خواهم داد که هر روز قبل از شروع کار اداری چند دقیقه در آن محل جمع شده و با هم بخندند. از مربی یوگا خواهم خواست هفته ای یک جلسه بسیار کوتاه با کارمندان تمرین کند. از کارمندان خواهم خواست برای دل خودشان کار کنند(بازی کنند) و نه برای مسایل مادی….

ایجاد انگیزه برای کارمندان به انحاء مختلف ازقبیل توجه به مشکلات مالی و…….که موجب تامین امنیت روحی وروانی کارمند می شود ، همچنین عدم واگذاری کارهای غیر ضرور وخارج از وظیفه به وی تابتواند فرصت کافی برای اندیشیدن و خلاقیت در زمینه کاری خودرا داشته باشد
بر پایی دوره های خلاقیت تعیین چوایز و مشوق های مناسب جهت حرکت دادن ذهن کارکنان به سوی خلاقیت ،  بها دادن سازمانی به افراد خلاق.البته دو مورد فوق بیشتر حالت تشویقی وکاری دادرند و در جهت یاددادن خلاقیت روش های دیگری لازم است

آموزش کارمندان در اولین قدم برای همه کلاس  آموزش خلاقیت برگزار میکردم و برای حل مشکلات موجود به شیوه ای خلاقانه اهمیت فوق العاده قایل می شدم

آزادی عمل میدهم و فضای فکری را طوری مهیا می سازم تا علاوه بر انجام مسئولیتها، ارتقای فکر و امکان ارائه طرحهای آنان ارج می نهادم سعی می کردم در جلسات مشورتی نظر انان را بخواهم برای حل مسایل و روش های نوین خلاقیت را به انان آموزش می دادم تا در زندگی خود هم استفاده کنند سعی می کردم به جای اینکه من همه جا فکر کنم چه گونه کارها بهتر پیش رود خود کارمندان فکر کنند و کمک من باشند

تشویق کارمندان به مطالعه  ، توصیه  افراد به  شرکت  در کلاس های  خلاقیت ، طرح کردن سوالاتی که مجبور  به فکر کردن  و راه یافتن جواب نوین داشته باشند.
پیامبر (ص) فرمودند د هرکس دوروزش یکسان باشد ، مغبون است اگر این حدیث را همه نصب العین خود قرار دهیم مشکل خلاقیت و نوآوری خودبخود حل می شود اگر من مدیر بودم، من در بعضی از موارد حق انتخاب را به زیردستانم می دادم و به نظر

های  گوناگون  و دستیابی  به بهترین راه  حل ها شوند  ،تشویق به مطرح کردن  و پیدا کردن  بهترین ایده  ها و پاداش  دادن  و استفاده از ایده های  برتر  افراد ،  عنوان این مطلب که پیشرفت  یک مجموعه  رابطه مستقیم  با نحوه عملکرد افکار و ایده های  تک تک  مجموعه دارد.

من اولا اجازه می دادم راحت نظراتشون را مطرح کنند . در ضمن یه سری جلسات مثل برین استورمینگ (طوفان ذهنی) برگزار می کردم تا جو سازمان رو از حالت خشک و رسمی خارج کنم.

۱-استعداد یابی نفرات نخبه ۲- آموزش نفرات جهت تربیت مدرس خلاقیت ۳- استفاده از ظرفیتهای موجود کشور ۴- ایجاد زمینه یکسان برای همه نفرات سازمان ۵- تغییر در طرز و تفکر مدیران فعلی (دولتی) ۶-کتاسهای آموزش تفکر خلاق وهوش هیجانی را برای آنها وخانواده هایشان به صورت کارگاهی دایر می کردم.کارمندان فنی کلیه کارهای خود را در قالب گزارش جهت آرشیو و تاریخچه پروژه تهیه و نگهداری کنند تا علم آنها پایدار و قابل توسعه باشد
آموزش و آموزش

انها را به حال خود می گذاشتم تا هر گونه دوست دارند کار کنند.اموزش خلاقیت میدادم .اعتماد به نفسشان را بالا میبردم
– تشکیل جلسات گروهی و بررسی مسائل – تشکیل گروه های کاری – برگزاری دوره های آموزشی

با ترسیم روشن اهداف سازمان آنها را در امور سازمان بیشتر دخیل کنم
گذاشتن اتاق فکر در ساختمان ، همفکری با کارمندان در زمینه تخصصشان و موضوعات مورد تخصص آن ها ، گذاشتن یک زمان آزاد در زمان کار برای حل معما های شاد، گذاشتن زمانی در هفته برای گفتن مشکلات کاری و حتی شخصی و رفع آن ها با همفکری ،  ایجاد حس انگیزشی در کارمندان ، تشویق کارمندان برای انجام فعالیت های گروهی – تغییر در خود – ایجاد نگرش های رهبری در سازمان ،  برنامه ریزی جهت آموزش کارکنان – برنامه ریزی بازآموزی کارکنان – ایجاد انگیزه –
حتما برای کارمندان دوره های اموزشی خلاقیت قرار میدهم. شرایط شرکت را به گونه ای قرار میدم که که از آموخته ها شون استفاده کنند(البته با محرک تشویقی) ……
۱- انتخاب کارمندان با پتانسیل بالا: ارزیابی داشتن انگیزه قوی در موضوع کاری خود ، سوابق تحصیلی خوب ، ۲-

ایجاد ارتباط صمیمانه با حفظ حریم ها ی طرفین ، فراهم نمودن فضای نقد ۲- فراهم آوردن زمینه داشتن انگیزه ، اراثه روش های مناسب ایجاد خلاقیت ،بها دادن به دیدگاه ها و نقطه نظرات آنها ، هدایت دید گاه های خام ،دادن فرصت های اتخاذ تصمیم ، برنامه های تشویق و تذکر و …

عدالت را رعایت می کنم
ارتقائ کارمندان را منوط به ارایه ی ایده ها و طرح ها ی جدید کرده و چنانچه بتوانند به راهکارهای جدید و حل مشکل و مسائل به صورت کاربردی برسند به عنوان کارمند نمونه مطرح شده و تاثیر مستقیم در افزایش حقوق آنان خواهد داشت .

جلسات ارائه نظرات آزاد ،  آزادگذاشتن کارکنان در انجام فعالیت ها به سبک خود ، استقبال از ایده های جدید
ابتدا به آموزش و یاد گیری فنون مربوطه به اطرفیان خود می پردازم

۳۲    بیان مسئله به طور عمومی در یک جلسه.تعیین زمان مشخص برای بیان ایده ها وگوش کردن به تمام ایده ها وبررسی هر ایده از جوانب گوناگون
۱- دانسته های خود را به روز نگه میدارم . ۲- برای ایده های خوب ارزش قایل میشوم ۳- تجهیزات و امکانات سازمان را بدون محدودیت در اختیار کارکنان قرار میدهم ۴- روابط خویشاوندی – مذهبی و …در تصمیمات من اثری نخواهد داشت ۵- روحیه انتقاد پذیری را در خود تقویت میکنم ۶- شفاف سازی در همه سطوح و از راهنمایی زیر دستان دریغ نمیکنم ۷- تشریفات زاید را حذف میکنم ۸- تقویت روحیه کار جمعی

بها دادن به کیفیت کار به جای کمیت، مشارکت دادن کارکنان در منافع حاصل از خلاقیت ایشان و…خلاق
طرح مساله ای که سازمان در حال انجام آن می باشد و تقاضا جهت همفکری همکاران

به دو به هم زنیها و زیرآب زدن ها بی توجه خواهم بود. از کارمندان هربخش نظراتشان را خواهم خواست و با کمک هم آنها را عملی میکنیم
مدیریت بنا به دیدگاههای نوین قدرت راهبردی و هدایت مجموعه به سمت و سوی اهداف و برنامه های از قبل تعیین شده می باشد .لذا مدیر می بایست از جدیدترین دیدگاهها و سبکهای مدیریتی خلاق مطلع شده و آموزش ها و راهکارهای مناسب به زیر مجموعه ارائه دهد و با وضع قوانین و مقررات دست و پاگیر اداری که مناسبتی با بحث خلاقیت ندارد ، مانع بروز استعدادها و خلاقیت های فردی اعضا نگردیده و دائما با کنترل صحیح و منظم و نامحسوس بازخورد مناسب با میزان بروز خلاقیت افراد را داشته باشد ( تشویق و تهییج انگیزه افراد)
به نظر اینجانب خلاقیت که در این نظرسنجی استفاده شده مفهوم کلی داشته و نمی تواند نتایج درستی را حاصل نماید ،زیرا برداشت افراد مختلف از این کلمه ، متفاوت است . اما اگر شاخص یا شاخص هایی را تعریف میکردیم که ابتدا یک مفهوم را در ذهن خواننده تداعی میکرد و سپس به موضوع رابطه خلاقیت با موارد اشاره شده می پرداختیم ، منطقاً نتایج بهتری حاصل می شد . در پاسخ به سؤال فوق ، ابتدا شاخص هایی را برای کارکنان بعنوان فرد خلاق و امکاناتی که میتوان از آن بهره برد ، را مشخص نموده و با آن به موضوع خلاقیت می پرداختم .
۱٫برقراری نظم ۲٫شنیدن حرفهای کارمندان ۳٫دادن وعده های واقعی وعملی۴٫اموزش تکنیک های جدید۵٫ توجه کافی به پیشنهادات

 

از هر کارمند میخواستم کار های خود را حتی انهایی که روتین نیز هستند از روش دیگری جز انچه تا کنون انجام میشده ,انجام دهند . به روشی جدید و برای تلاششان پاداش میگرفتند.
آموزش… بستر مناسب فکری… جذب ایده های نو…

دادن احساس آرامش و آزادی فکر و اندیشه
مدیر بدوا” با مقوله خلاقیت و نوآوری آشنا باشد وخود نیز دارای معیارهای خلاقانه باشد گزینش نیروی خلاق ونوآور آموزش ، واستمرار و استقرار فرهنگ خلاقیت درسازمان و فراهم نمودن ابزارهای متناسب با پرورش افراد خلاق

برگزاری جلسات ماهیانه به صورت منظم برای همفکری بین کارمندان و مدیر ، محول کردن فعالیتهای متنوع و خارج از برنامه به کارمندان برای ایجاد نشاط و بالا بردن سطح خلاقیت ، برگزاری کلاسهای مشاوره ای برای بالا بردن سطح خلاقیت ، جدی گرفتن حرف کارمندان در اجرای برنامه های جدید و خلاقانه
مشکلاتی مطرح می کنم و به بهترین ایده ها جایزه می دهم مشکلات رو با کارمندان در میون می زارم تا بهش فکر کنن و نظر بدن،  کلاس ها ی بازی خلاقیت ثبت نامشون می کنم و اجبارشون می کنم که برن

  1. آموزش مهارت های زندگی ۲٫ برقراری ارتباط سالم انسانی ۳٫ شناخت کارمندان ۴٫ تشریح شرح وظایف به شکل شفاف ۵…

۱٫ارائه آموزش مهارت های خلاقیت ۲٫ ایجاد فرصت مشارکت ۳٫ ارتقاء براساس توانمندی نظری و عملی کارمند ۴٫ خودالگویی(باز-خلاق و نوآوربودن) ۵٫ مهارت ارتباطی موثر بین خود و تمام اعضاء ۶٫ ایجادزمینه مدیریت تغییر ۷….

۱٫آموزش کارکنان ۲٫ایجاد انگیزه با نشان دادن تلاش ۳٫ایجاد محیطی بدون کاستی از منظر محبت باکارهای گروهی ۴٫تفویض اختیار با ریسک ویاری خواستن از بخش های دیگر از دید همفکری
برای آنها کلاسهای خلاقیت می گذاشتم
– آموزش مداوم – واگذاری مسئولیت و اختیارات  – دادن امتیازات به افراد خلاق و نوآور – بکارگیری خلاقیت ها در جهت بالا بردن کارآئی و اثربخشی سازمان – تدوین برنامه راهبردی و عملیاتی با مشارکت کارکنان – تقلیل نظارت و تزریق حس اعتماد و اطمینان – نزدیکتر کردن سازمان غیررسمی  با سازمان رسمی – بها دادن به پژوهش و تحقیقات کاربردی و….
۱- تشکیل کانون های تفکر ۲- برگزاری دوره های آموزشی ۳- توجه به اصل شایسته سالاری ۴- تغییر سبک و روش های استخدام افراد ۵- ترغیب کارمندان به مطالعه و تماشای فیلم مرتبط با خلاقیت و …

سوالاتی که وادار به فکر کردن کند-واگذارکردن کار به آنها طبق سواد و تجربه و نظارت بر آنها

ایجاد اتاق فکر

آموش تکنیکهای خلاقیت به کارمندان

کشف استعداد و توانایی های افراد و پرورش صحیح وکاربردی کردن این توانایی ها برای رسیدن به اهداف سازمانی.

با شرح دقیق خواسته ها و آموزش اصولی به وی

به فکر وادار نمودن افراد

درقدم اول شناخت کامندان خود بعداً آموزش در مورد کارشان وانگیزه دادن به کار …..

ابتدا بایستی فرهنگ کار و سطح فکر کارکنان را افزایش داد تا معنای واقعی وجدان کاری در افراد زنده شود. مدیریت ارشد بایستی ویژن شرکت را مشخص نموده نقشه راه را کشیده و برنامه ی راهبردی مناسب را برای کارکنان تشریح کند با این رویکرد سازمان میداند که به کجا میرود و از چه راهی خواهد رفت، با بودجه مشخص زمان مشخص و کیفیت مشخص. بر روی کار تیمی باید تمرکز نمود و فرهنگ کار تیمی را تا حد امکان گسترش داد ما امروز در سازمان ها ERP اجرا می کنیم تا از انجام کارها به صورت جزیره ای پرهیز کنیم و به یک سیستم یکپارچه برسیم در حالی که کارکنان عمدتا انفرادی کار می کنند و از کار گروهی گریزانند حال انکه در تمامی شرکت های موفق کار گروهی و تعالی افکار امری عادی است. از مزایای کار گروهی نمی گویم چون فکر می کنم در این بحث نمی گنجد.

به آنها در حوزه تخصصی خودشان اختیار می دهم. از آنها نتیجه را می خواهم و نحوه عملکرد را نمی گویم. جلسات گفتمان برای بهبود عملکرد می گذارم تا همگان آزادانه نظرات خود را بگویند به افراد خلاق پاداش می دهم دوره های مقدماتی خلاقیت برای شکستن سد خلاقیت را برگذار می کنم.
پیاده سازی اصول مدیریتی به روز و مدرن همراه با آموزش کارمندان

یستر سازی فرهنگ سازمانی و ارتقا سطوح مختلف اداری و مکانیزاسیون اداری
۱- کارمندان را تفکیک می کنم – آموزشهای تکنیک خلاقیت میگذارم و خودم نیز شرکت میکنم و همچون دیگران امتحان میدهم و هر کسی نمره لازم را کسب نکند موجب جریمه ها و تنبیه میشود حتی اخراج – تشویق برای نمونه ها و استفاده از آنها در سمت ها حتی اگر جوان ترین انها باشد – استمرار در جهت بروز شدن – جلسات و گرد همایی و دعوت از خانواده ها و استفاده از استادان مجرب برای اموزش همه – یک کاری میکنم که ارباب رجوع نیز در این امر دخالت داشته باشه همه و همه ما نمی خواهیم رو میگیم نمیشه

 

اول کارمندانم را می شناسم ویک به یک باشون صحبت می کنم بعضی از کارمندان خجالتی یا قدرت بیان پایین احساست و پایین دیدن خود هستند ولی یه تعدادی هم فقط قدرت بیان دارند وعملی نه ..باجلسه گذاشتن وشناخت کلی با انها وپیداکردن نقاط ضعف ومثبت ومنفی طرف میتوان زمینه را ایجادکرد تا هرکدام بتونند به اعتمادنفس بالای دست یابند وبرای رسیدن به هدف تلاش بیشتری انجام دهند وبا تشویقی دادن های به جا می توان برای رشدخلاقیت درکارمندان آغاز کنم .

۱-تعریف خلاقیت به نسبت سطوح سازمانی و ایجاد مکانیزم ثبت خلاقیت در سازمان ۲- تعیین سطوح خلاقیت با توجه به سطوح پرسنل سازمان و ایجاد انتظار منطقی از خلاقیت پرسنل ۳-برگزاری دوره های خلاقیت ۴- تشویق کارکنان خلاق ۵- برگزاری جشنواره خلاقیت در داخل سازمان ۶- تشکیل کمیته های فرا واحدی تشخیص و حل مسئله در سازمان ۷- تعامل با سازمان های مرتبط با سازمان در جهت ارتقاء سطح خلاقیت ۸- ایجاد چابکی در سازمان بمنظور قابلیت بکارگیری خلاقیت های جدید ۹- فرهنگ سازی در جهت مقابله با خودسانسوری خلاقیت ۱۰- جلوگیری از بروز سرخوردگی در موارد ناکام خلاقیت درجهت تشویق برای تلاش بیشتربرای رسیدن به اهداف مطلوب ۱۱- مشورت با کارکنان خلاق شناخته شده در سازمان در تصمیم گیری های سازمان ۱۲-اعطاء نشان خلاقیت با درجه بندی درجهت بهره مندی پرسنل از مزایای ویژه مادی و معنوی

از ایده های نو برای حل مسائل استقبال می کردم و راهکارهای ارائه شده توسط کارمندن را اجرامی کردم ، با برگزاری جلساتی مسائل و مشکلات را مطرح کرده و از خود ایشان برای حل مسائل کمک می گرفتم.

خلاقیت در سازمان   تنها با انسان های مسوولیت پذیر و عاشق کار  که دارای هدف های  ارزشمند هستند  شکل می گیرد ، تلاش  می کردم چنین انسان هایی را شناسایی کرده  و کارها را بر پایه چنین انسان هایی به پیش  ببرم

برگزاری دوره های لازم

برای آنها کلاس های آموزشی خلاقیت برگزار می کنم. برای فکر های برتر پاداش و هدایا در نظر می گیرم سمت آنها را تغییر می دهم. اگر درکار خود خلاقیت داشته باشند و کارهای خود را به نحو احسن انجام دهند به همراه کارکنان برتر دیگر مسافرت ترتیب داده یا به آنها اجازه مرخصی میدهم یا اجازه میدهم که در هر ساعتی که خودمی خواهد ۲ روز در هفته از سازمان خارج شوند. و….

اصلاحات دیدگاه مسوولان رده بالا آموزش افراد میانی و پایینی تشویق

اگر من به حیث مدیر یک سازمان مقرر شوم. در قدم اول کارمندان با صلاحیت و با تجربه را استخدام می کنم یعنی کار را به اهل کار می سپارم. در قدم بعدی برای شان سیمنارها و ترینیگ ها را دایر می کنم تا ظرفیت پروری شود.

آموزش خلاقیت-اجبار در استفاده از خلاقیت (البته بصورت تشویقی)-بها دادن به ایده‌های جدید-
آزادی در تصمیم گیری -روش مناسب برای ارائه افکار و عقاید نو -بستری مناسب جهت اعمال افکار کارمندان

حتما از مشاورین لایق استفاده میکنم وکلاسهای آموزشی و کارگاه خواهم گذاشت
اموزش پیشنهاد بررسی بکارگیری از پیشنهادات مناسب

فکر کنند، برنامه دهند
گوش کردن به نظریات کارکنان و نشان دادن این که نظریاتشان حتما مورد توجه قرار می گیرد . حمایت از فکر های خلاق دادن زمان به کارکنان برای انجام کارهای خلاقانه دادن ازادی عمل به کارکنان برای انجام کارهای روزانه به شیوه ی خودشان

ارتقاءسطح دانش

من به شخصه  سعی می کردم  همانند سازی  محیط کار  با مسائلی که دارد را داشته باشم  که کارمندان  خودشان را دخیل و درگیر با مسائل ببیند تا بتوانند از خلاقیت  بیشتر  برای مواجهه با مشکلات داشته باشند

تشویق به خواندن  کتاب ها و دیدن برنامه های  خلاقیت

پاسخ کاربران سایت فکرنو به سوال :

اگر شما در یک سازمان مدیر شوید چه اقداماتی را برای رشد خلاقیت در کارمندان آغاز خواهید کرد؟

مبنا قراردادن مشارکت واتاق فکر وبیان ایده های متفاوت حتی اگر ساده باشد.کارآفریت خ

مدیریت مشارکتی

آموزش و کار مطابق با علاقه مندی و توانایی

ایجاد زمینه هایی برای طرح فکر خلاق در سازمان

 

ایجاد مدیریت منظم و منسجم با نام اتاق افکار در سازمانها در جهت بررسی و پژوهش و ایده های نو با مشاوره کارشناسان و متخصصان مختلف در جهت رسیدن به هر ایده جدید و نو و کاربردی ، بایکوت ننمودن ایده های خاص و جدید به علت خصومت و غرض ورزی ، خارج نمودن اختیارات اطلاع رسانی از افراد مغرض و ناموزن اداری ، ایجاد تعالی تحصیلی ، ایجاد کلاس های اعتماد بنفس کارمندان در طبیعت های باز بشکل ارردوهای هفتگی ، مهیا نمودن دوره های کارآموزی یا کارورزی دانش آموزی و محصلی برای فرزندان ، شاغلین و بازنشستگان ارگانها و سازمانها ، ایجاد کارگاههای رایگان در هر سازمان ، بیمارستان ، کارخانه ، آزمایشگاه ها جهت استفاده فرزندان و پرسنل شاغل برای رشد خلاقیت توأم با آموزشهای رایگان

 

اولین شرط استخدام در سازمان را در جذب نیروهایی اختصاص می دادم که در پست خود نوآوری و خلاقیت بکار برده باشند چون افرادی که در کار خود محقق و پزوهنده باشند موفق تر می باشند. اگر در سازمان کارمندی حتی با درصد کمی خلاقیت در وجودش مشاهده شود با در اختیار گذاشتن امکانات برایش و یا گذراندن دوره ای خاص و آموزشهای لازم، کارمندان را بسوی خلاقیت و نوآوری سوق می دادم و ارزشیابی کارمندان را بر اساس خلاقیتشان می سنجیدم.

همه چیز را با نیروی انسانی آغاز می کنم از علایق کارمندانم تا مشکلاتشان برایم مهم است

 

تشکیل اتاق فکر – پاداش به کارکنان خلاق – آموزش مستمر کارکنان

تشکیل اتاق فکر ، تشکیل تیم های حل مسئله ، به مسابقه گذاشتن راه حل برخی از مشکلات سازمان

ابتدا خودم باید دارای فکر خلاق باشم تا بتوانم در هر مکان زمان خلاقیت خود را به کار بگیرم.( بنده فرد خلاقی هستم و در آن شک ندارم ، این فقط لطف خداوند است ) ۱- آنها را با مطالعه مانوس می کنم . ۲- محیط کار را کاملا محیطی علمی می کنم. ۳- در هر موضوعی از افراد مرتبط با آن موضوع ، نظر خواهی می کنم و به تمام نظرات حقیقتا ارزش قایل می شوم. ولو پیش پا افتاده ترین نظر. ۴- به شیوه و بهانه های مختلف افراد را مورد تشویق قرار می دهم . ۵- با حوصله حرف های ( انتقادها ، پیشنهادها ، … ) گوش می دهم. ۶- از نظر مالی کاملا تامینشان می کنم تا تمرکز در کارشان بالا رود. ۷- صداقت را سرلوحه ی کار خود قرار می دادم . ۸- به افرادی که زیر مجموعه ی سازمان من بودند محبت و عشق می ورزیدم. ۹- گذشت را با عملکرد خودم ترویج می دادم. ۱۰- در صدد پاکسازی محدودیت ذهنی حاکم جامعه ی اداری بر می آمدم.

آموزش.آموزش.آموزش

اجازه می دادم نظرات خود را اعلام کنند.از کارمندان خلاق تقدیر بعمل می آورم تا دیگران تشویق شوند

ابتدا یک برنامه ریزیه حساب شده وبا توجه به نتیجه ان وضع کرده و از کارمندان لایق وعاشق کار استفاده میکنم.

از کارمندان خواهم خواست به جای کلمه کار از کلمه بازی استفاده کنند. اتاقی را به اتاق خنده اختصاص خواهم داد که هر روز قبل از شروع کار اداری چند دقیقه در آن محل جمع شده و با هم بخندند. از مربی یوگا خواهم خواست هفته ای یک جلسه بسیار کوتاه با کارمندان تمرین کند. از کارمندان خواهم خواست برای دل خودشان کار کنند(بازی کنند) و نه برای مسایل مادی….

ایجاد انگیزه برای کارمندان به انحاء مختلف ازقبیل توجه به مشکلات مالی و…….که موجب تامین امنیت روحی وروانی کارمند می شود ، همچنین عدم واگذاری کارهای غیر ضرور وخارج از وظیفه به وی تابتواند فرصت کافی برای اندیشیدن و خلاقیت در زمینه کاری خودرا داشته باشد

بر پایی دوره های خلاقیت تعیین چوایز و مشوق های مناسب جهت حرکت دادن ذهن کارکنان به سوی خلاقیت ، بها دادن سازمانی به افراد خلاق.البته دو مورد فوق بیشتر حالت تشویقی وکاری دادرند و در جهت یاددادن خلاقیت روش های دیگری لازم است

آموزش کارمندان

در اولین قدم برای همه کلاس آموزش خلاقیت برگزار میکردم و برای حل مشکلات موجود به شیوه ای خلاقانه اهمیت فوق العاده قایل می شدم

آزادی عمل میدهم و فضای فکری را طوری مهیا می سازم تا علاوه بر انجام مسئولیتها، ارتقای فکر و امکان ارائه طرحهای آنان ارج می نهادم سعی می کردم در جلسات مشورتی نظر انان را بخواهم برای حل مسایل و روش های نوین خلاقیت را به انان آموزش می دادم تا در زندگی خود هم استفاده کنند سعی می کردم به جای اینکه من همه جا فکر کنم چه گونه کارها بهتر پیش رود خود کارمندان فکر کنند و کمک من باشند

تشویق کارمندان به مطالعه ، توصیه افراد به شرکت در کلاس های خلاقیت ، طرح کردن سوالاتی که مجبور به فکر کردن و راه یافتن جواب نوین داشته باشند.

پیامبر (ص) فرمودند د هرکس دوروزش یکسان باشد ، مغبون است اگر این حدیث را همه نصب العین خود قرار دهیم مشکل خلاقیت و نوآوری خودبخود حل می شود اگر من مدیر بودم، من در بعضی از موارد حق انتخاب را به زیردستانم می دادم و به نظر

های گوناگون و دستیابی به بهترین راه حل ها شوند ،تشویق به مطرح کردن و پیدا کردن بهترین ایده ها و پاداش دادن و استفاده از ایده های برتر افراد ، عنوان این مطلب که پیشرفت یک مجموعه رابطه مستقیم با نحوه عملکرد افکار و ایده های تک تک مجموعه دارد.

من اولا اجازه می دادم راحت نظراتشون را مطرح کنند . در ضمن یه سری جلسات مثل برین استورمینگ (طوفان ذهنی) برگزار می کردم تا جو سازمان رو از حالت خشک و رسمی خارج کنم.

۱-استعداد یابی نفرات نخبه ۲- آموزش نفرات جهت تربیت مدرس خلاقیت ۳- استفاده از ظرفیتهای موجود کشور ۴- ایجاد زمینه یکسان برای همه نفرات سازمان ۵- تغییر در طرز و تفکر مدیران فعلی (دولتی) ۶-کتاسهای آموزش تفکر خلاق وهوش هیجانی را برای آنها وخانواده هایشان به صورت کارگاهی دایر می کردم.کارمندان فنی کلیه کارهای خود را در قالب گزارش جهت آرشیو و تاریخچه پروژه تهیه و نگهداری کنند تا علم آنها پایدار و قابل توسعه باشد

آموزش و آموزش

انها را به حال خود می گذاشتم تا هر گونه دوست دارند کار کنند.اموزش خلاقیت میدادم .اعتماد به نفسشان را بالا میبردم

– تشکیل جلسات گروهی و بررسی مسائل – تشکیل گروه های کاری – برگزاری دوره های آموزشی

با ترسیم روشن اهداف سازمان آنها را در امور سازمان بیشتر دخیل کنم

گذاشتن اتاق فکر در ساختمان ، همفکری با کارمندان در زمینه تخصصشان و موضوعات مورد تخصص آن ها ، گذاشتن یک زمان آزاد در زمان کار برای حل معما های شاد، گذاشتن زمانی در هفته برای گفتن مشکلات کاری و حتی شخصی و رفع آن ها با همفکری ، ایجاد حس انگیزشی در کارمندان ، تشویق کارمندان برای انجام فعالیت های گروهی – تغییر در خود – ایجاد نگرش های رهبری در سازمان ، برنامه ریزی جهت آموزش کارکنان – برنامه ریزی بازآموزی کارکنان – ایجاد انگیزه –

حتما برای کارمندان دوره های اموزشی خلاقیت قرار میدهم. شرایط شرکت را به گونه ای قرار میدم که که از آموخته ها شون استفاده کنند(البته با محرک تشویقی) ……

۱- انتخاب کارمندان با پتانسیل بالا: ارزیابی داشتن انگیزه قوی در موضوع کاری خود ، سوابق تحصیلی خوب ، ۲-

ایجاد ارتباط صمیمانه با حفظ حریم ها ی طرفین ، فراهم نمودن فضای نقد ۲- فراهم آوردن زمینه داشتن انگیزه ، اراثه روش های مناسب ایجاد خلاقیت ،بها دادن به دیدگاه ها و نقطه نظرات آنها ، هدایت دید گاه های خام ،دادن فرصت های اتخاذ تصمیم ، برنامه های تشویق و تذکر و …

عدالت را رعایت می کنم

 

ارتقائ کارمندان را منوط به ارایه ی ایده ها و طرح ها ی جدید کرده و چنانچه بتوانند به راهکارهای جدید و حل مشکل و مسائل به صورت کاربردی برسند به عنوان کارمند نمونه مطرح شده و تاثیر مستقیم در افزایش حقوق آنان خواهد داشت .

جلسات ارائه نظرات آزاد ، آزادگذاشتن کارکنان در انجام فعالیت ها به سبک خود ، استقبال از ایده های جدید

 

ابتدا به آموزش و یاد گیری فنون مربوطه به اطرفیان خود می پردازم

۳۲   بیان مسئله به طور عمومی در یک جلسه.تعیین زمان مشخص برای بیان ایده ها وگوش کردن به تمام ایده ها وبررسی هر ایده از جوانب گوناگون

 

۱- دانسته های خود را به روز نگه میدارم . ۲- برای ایده های خوب ارزش قایل میشوم ۳- تجهیزات و امکانات سازمان را بدون محدودیت در اختیار کارکنان قرار میدهم ۴- روابط خویشاوندی – مذهبی و …در تصمیمات من اثری نخواهد داشت ۵- روحیه انتقاد پذیری را در خود تقویت میکنم ۶- شفاف سازی در همه سطوح و از راهنمایی زیر دستان دریغ نمیکنم ۷- تشریفات زاید را حذف میکنم ۸- تقویت روحیه کار جمعی

بها دادن به کیفیت کار به جای کمیت، مشارکت دادن کارکنان در منافع حاصل از خلاقیت ایشان و…

 

طرح مساله ای که سازمان در حال انجام آن می باشد و تقاضا جهت همفکری همکاران

به دو به هم زنیها و زیرآب زدن ها بی توجه خواهم بود. از کارمندان هربخش نظراتشان را خواهم خواست و با کمک هم آنها را عملی میکنیم

مدیریت بنا به دیدگاههای نوین قدرت راهبردی و هدایت مجموعه به سمت و سوی اهداف و برنامه های از قبل تعیین شده می باشد .لذا مدیر می بایست از جدیدترین دیدگاهها و سبکهای مدیریتی خلاق مطلع شده و آموزش ها و راهکارهای مناسب به زیر مجموعه ارائه دهد و با وضع قوانین و مقررات دست و پاگیر اداری که مناسبتی با بحث خلاقیت ندارد ، مانع بروز استعدادها و خلاقیت های فردی اعضا نگردیده و دائما با کنترل صحیح و منظم و نامحسوس بازخورد مناسب با میزان بروز خلاقیت افراد را داشته باشد ( تشویق و تهییج انگیزه افراد)

به نظر اینجانب خلاقیت که در این نظرسنجی استفاده شده مفهوم کلی داشته و نمی تواند نتایج درستی را حاصل نماید ،زیرا برداشت افراد مختلف از این کلمه ، متفاوت است . اما اگر شاخص یا شاخص هایی را تعریف میکردیم که ابتدا یک مفهوم را در ذهن خواننده تداعی میکرد و سپس به موضوع رابطه خلاقیت با موارد اشاره شده می پرداختیم ، منطقاً نتایج بهتری حاصل می شد . در پاسخ به سؤال فوق ، ابتدا شاخص هایی را برای کارکنان بعنوان فرد خلاق و امکاناتی که میتوان از آن بهره برد ، را مشخص نموده و با آن به موضوع خلاقیت می پرداختم .

 

۱٫برقراری نظم ۲٫شنیدن حرفهای کارمندان ۳٫دادن وعده های واقعی وعملی۴٫اموزش تکنیک های جدید۵٫ توجه کافی به پیشنهادات

از هر کارمند میخواستم کار های خود را حتی انهایی که روتین نیز هستند از روش دیگری جز انچه تا کنون انجام میشده ,انجام دهند . به روشی جدید و برای تلاششان پاداش میگرفتند.

 

آموزش… بستر مناسب فکری… جذب ایده های نو…

دادن احساس آرامش و آزادی فکر و اندیشه

 

مدیر بدوا” با مقوله خلاقیت و نوآوری آشنا باشد وخود نیز دارای معیارهای خلاقانه باشد گزینش نیروی خلاق ونوآور آموزش ، واستمرار و استقرار فرهنگ خلاقیت درسازمان و فراهم نمودن ابزارهای متناسب با پرورش افراد خلاق

برگزاری جلسات ماهیانه به صورت منظم برای همفکری بین کارمندان و مدیر ، محول کردن فعالیتهای متنوع و خارج از برنامه به کارمندان برای ایجاد نشاط و بالا بردن سطح خلاقیت ، برگزاری کلاسهای مشاوره ای برای بالا بردن سطح خلاقیت ، جدی گرفتن حرف کارمندان در اجرای برنامه های جدید و خلاقانه

مشکلاتی مطرح می کنم و به بهترین ایده ها جایزه می دهم مشکلات رو با کارمندان در میون می زارم تا بهش فکر کنن و نظر بدن، کلاس ها ی بازی خلاقیت ثبت نامشون می کنم و اجبارشون می کنم که برن

  1. آموزش مهارت های زندگی ۲٫ برقراری ارتباط سالم انسانی ۳٫ شناخت کارمندان ۴٫ تشریح شرح وظایف به شکل شفاف ۵…

۱٫ارائه آموزش مهارت های خلاقیت ۲٫ ایجاد فرصت مشارکت ۳٫ ارتقاء براساس توانمندی نظری و عملی کارمند ۴٫ خودالگویی(باز-خلاق و نوآوربودن) ۵٫ مهارت ارتباطی موثر بین خود و تمام اعضاء ۶٫ ایجادزمینه مدیریت تغییر ۷….

۱٫آموزش کارکنان ۲٫ایجاد انگیزه با نشان دادن تلاش ۳٫ایجاد محیطی بدون کاستی از منظر محبت باکارهای گروهی ۴٫تفویض اختیار با ریسک ویاری خواستن از بخش های دیگر از دید همفکری

برای آنها کلاسهای خلاقیت می گذاشتم

– آموزش مداوم – واگذاری مسئولیت و اختیارات – دادن امتیازات به افراد خلاق و نوآور – بکارگیری خلاقیت ها در جهت بالا بردن کارآئی و اثربخشی سازمان – تدوین برنامه راهبردی و عملیاتی با مشارکت کارکنان – تقلیل نظارت و تزریق حس اعتماد و اطمینان – نزدیکتر کردن سازمان غیررسمی با سازمان رسمی – بها دادن به پژوهش و تحقیقات کاربردی و….

۱- تشکیل کانون های تفکر ۲- برگزاری دوره های آموزشی ۳- توجه به اصل شایسته سالاری ۴- تغییر سبک و روش های استخدام افراد ۵- ترغیب کارمندان به مطالعه و تماشای فیلم مرتبط با خلاقیت و …

سوالاتی که وادار به فکر کردن کند-واگذارکردن کار به آنها طبق سواد و تجربه و نظارت بر آنها

ایجاد اتاق فکر

آموزش تکنیکهای خلاقیت به کارمندان

 

کشف استعداد و توانایی های افراد و پرورش صحیح وکاربردی کردن این توانایی ها برای رسیدن به اهداف سازمانی.

با شرح دقیق خواسته ها و آموزش اصولی به وی

 

به فکر وادار نمودن افراد

درقدم اول شناخت کامندان خود بعداً آموزش در مورد کارشان وانگیزه دادن به کار …..

 

ابتدا بایستی فرهنگ کار و سطح فکر کارکنان را افزایش داد تا معنای واقعی وجدان کاری در افراد زنده شود. مدیریت ارشد بایستی ویژن شرکت را مشخص نموده نقشه راه را کشیده و برنامه ی راهبردی مناسب را برای کارکنان تشریح کند با این رویکرد سازمان میداند که به کجا میرود و از چه راهی خواهد رفت، با بودجه مشخص زمان مشخص و کیفیت مشخص. بر روی کار تیمی باید تمرکز نمود و فرهنگ کار تیمی را تا حد امکان گسترش داد ما امروز در سازمان ها ERP اجرا می کنیم تا از انجام کارها به صورت جزیره ای پرهیز کنیم و به یک سیستم یکپارچه برسیم در حالی که کارکنان عمدتا انفرادی کار می کنند و از کار گروهی گریزانند حال انکه در تمامی شرکت های موفق کار گروهی و تعالی افکار امری عادی است. از مزایای کار گروهی نمی گویم چون فکر می کنم در این بحث نمی گنجد.

به آنها در حوزه تخصصی خودشان اختیار می دهم. از آنها نتیجه را می خواهم و نحوه عملکرد را نمی گویم. جلسات گفتمان برای بهبود عملکرد می گذارم تا همگان آزادانه نظرات خود را بگویند به افراد خلاق پاداش می دهم دوره های مقدماتی خلاقیت برای شکستن سد خلاقیت را برگذار می کنم.

پیاده سازی اصول مدیریتی به روز و مدرن همراه با آموزش کارمندان

یستر سازی فرهنگ سازمانی و ارتقا سطوح مختلف اداری و مکانیزاسیون اداری

۱- کارمندان را تفکیک می کنم – آموزشهای تکنیک خلاقیت میگذارم و خودم نیز شرکت میکنم و همچون دیگران امتحان میدهم و هر کسی نمره لازم را کسب نکند موجب جریمه ها و تنبیه میشود حتی اخراج – تشویق برای نمونه ها و استفاده از آنها در سمت ها حتی اگر جوان ترین انها باشد – استمرار در جهت بروز شدن – جلسات و گرد همایی و دعوت از خانواده ها و استفاده از استادان مجرب برای اموزش همه – یک کاری میکنم که ارباب رجوع نیز در این امر دخالت داشته باشه همه و همه ما نمی خواهیم رو میگیم نمیشه

اول کارمندانم را می شناسم ویک به یک باشون صحبت می کنم بعضی از کارمندان خجالتی یا قدرت بیان پایین احساست و پایین دیدن خود هستند ولی یه تعدادی هم فقط قدرت بیان دارند وعملی نه ..باجلسه گذاشتن وشناخت کلی با انها وپیداکردن نقاط ضعف ومثبت ومنفی طرف میتوان زمینه را ایجادکرد تا هرکدام بتونند به اعتمادنفس بالای دست یابند وبرای رسیدن به هدف تلاش بیشتری انجام دهند وبا تشویقی دادن های به جا می توان برای رشدخلاقیت درکارمندان آغاز کنم .

 

۱-تعریف خلاقیت به نسبت سطوح سازمانی و ایجاد مکانیزم ثبت خلاقیت در سازمان ۲- تعیین سطوح خلاقیت با توجه به سطوح پرسنل سازمان و ایجاد انتظار منطقی از خلاقیت پرسنل ۳-برگزاری دوره های خلاقیت ۴- تشویق کارکنان خلاق ۵- برگزاری جشنواره خلاقیت در داخل سازمان ۶- تشکیل کمیته های فرا واحدی تشخیص و حل مسئله در سازمان ۷- تعامل با سازمان های مرتبط با سازمان در جهت ارتقاء سطح خلاقیت ۸- ایجاد چابکی در سازمان بمنظور قابلیت بکارگیری خلاقیت های جدید ۹- فرهنگ سازی در جهت مقابله با خودسانسوری خلاقیت ۱۰- جلوگیری از بروز سرخوردگی در موارد ناکام خلاقیت درجهت تشویق برای تلاش بیشتربرای رسیدن به اهداف مطلوب ۱۱- مشورت با کارکنان خلاق شناخته شده در سازمان در تصمیم گیری های سازمان ۱۲-اعطاء نشان خلاقیت با درجه بندی درجهت بهره مندی پرسنل از مزایای ویژه مادی و معنوی

از ایده های نو برای حل مسائل استقبال می کردم و راهکارهای ارائه شده توسط کارمندن را اجرامی کردم ، با برگزاری جلساتی مسائل و مشکلات را مطرح کرده و از خود ایشان برای حل مسائل کمک می گرفتم.

خلاقیت در سازمان   تنها با انسان های مسوولیت پذیر و عاشق کار که دارای هدف های ارزشمند هستند شکل می گیرد ، تلاش می کردم چنین انسان هایی را شناسایی کرده و کارها را بر پایه چنین انسان هایی به پیش ببرم

برگزاری دوره های لازمبرای آنها کلاس های آموزشی خلاقیت برگزار می کنم. برای فکر های برتر پاداش و هدایا در نظر می گیرم سمت آنها را تغییر می دهم. اگر درکار خود خلاقیت داشته باشند و کارهای خود را به نحو احسن انجام دهند به همراه کارکنان برتر دیگر مسافرت ترتیب داده یا به آنها اجازه مرخصی میدهم یا اجازه میدهم که در هر ساعتی که خودمی خواهد ۲ روز در هفته از سازمان خارج شوند. و….

اصلاحات دیدگاه مسوولان رده بالا آموزش افراد میانی و پایینی تشویق

اگر من به حیث مدیر یک سازمان مقرر شوم. در قدم اول کارمندان با صلاحیت و با تجربه را استخدام می کنم یعنی کار را به اهل کار می سپارم. در قدم بعدی برای شان سیمنارها و ترینیگ ها را دایر می کنم تا ظرفیت پروری شود.

آموزش خلاقیت-اجبار در استفاده از خلاقیت (البته بصورت تشویقی)-بها دادن به ایده‌های جدید-

آزادی در تصمیم گیری -روش مناسب برای ارائه افکار و عقاید نو -بستری مناسب جهت اعمال افکار کارمندان

حتما از مشاورین لایق استفاده میکنم وکلاسهای آموزشی و کارگاه خواهم گذاشت

 

اموزش پیشنهاد بررسی بکارگیری از پیشنهادات مناسب

فکر کنند، برنامه دهند

گوش کردن به نظریات کارکنان و نشان دادن این که نظریاتشان حتما مورد توجه قرار می گیرد . حمایت از فکر های خلاق دادن زمان به کارکنان برای انجام کارهای خلاقانه دادن ازادی عمل به کارکنان برای انجام کارهای روزانه به شیوه ی خودشان

ارتقاءسطح دانش

من به شخصه سعی می کردم همانند سازی محیط کار با مسائلی که دارد را داشته باشم که کارمندان خودشان را دخیل و درگیر با مسائل ببیند تا بتوانند از خلاقیت بیشتر برای مواجهه با مشکلات داشته باشند

تشویق به خواندن کتاب ها و دیدن برنامه های خلاقیت

کارگاه مهارتهای زندگی

۱- در درجه اول اعتماد به نفس دادن ۲-در قسمتی که آن کارمند مشغول به کار میباشد حیطه اختیارات وسیعی در اختیار قرار میدهم ، دادن اختیار عمل پیگیری نتیجه

۱٫اظهارنظرآزادانه ۲٫برگزاری جلسات ۳٫برگزاری کلاس های آموزشی

هر کس بتواند کاری را به نحوه دیگری انجام دهد که کار سریعتر و راحتر انجام شود به او پاداش می دهم و حتماً حداقل روزی یک تمرین را به آنها مید هم که انجام دهند تا خلاقیتشان شکوفاتر شود

هیچ کار چون خلاقیت در کشور ما ارزش ندارد

آموزش

اول از همه خودم به یک کلاس پرورش خلاقیت می رفتم (البته اگر پیدا می شد)

دوره های آموزشی وایجاد انگیزه .

نظرخواهی دربرنامه های جدیدوتغییراتی که قراراست انجام دهیم-تشویق کارمندان موفق و شایسته-مشاوره باکارکنان ضعیف-علت یابی عوامل کم کاری

کشف استعداد وشکوفاکردن ان هادرزمینه های مخصوص به خود

راه اندازی گروه و واحدی به نام واحد مهندسی و مدیریت آموزش ،ترویج وتوسعه ی خلاقیت ،نو آوری، کار آفرینی ،ارزش آفرینی،باز آفرینی،فن آفرینی و آموزش با تغییر در دانش ،بینش ،مهارت و نگرش کارمندان وآموزش مهارتهای شغلی و باز آفرینی وزندگی با هدف تربیت انسانهای سیستمیک وچندبعدیایجاد مشارکت و جلسات تیمی با تفکر حذف گلوگاه برای حضور موثر تر افراد خلاق

مدیریت مشارکتی را اجرا نموده و در جلسات از روش شش کلاهی استفاده می کنم به کارهای خلاق ولو اینکه نتیجه بخش هم نباشد پاداش می دهم فرصت انجام بازی های خلاق را در محیط کار برای چند دقیقه برای کارمندان فراهم می کنم از طرح ها ی لیوان ها، تابلو ها و … فانتزی در محیط کار استفاده می کنم

منبع :گزارش نظر سنجی پژوهشی با موضوع -سازمان و خلاقیت – پژوهشگر: حمید میرزاآقایی

-انتشار سایت فکرنو- www.fekreno.org- آبان ۹۳

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 1 اردیبهشت 1394 ساعت 13:36 | نویسنده: مهدی بصیرزاده | چاپ مطلب
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.